نصفه شب

آئین بهتر زیستن 39

بمیرید.

+ ; ٢:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/۱٠
comment نظرات ()

در آسانسور

یه گوز نازی داشتم

خوب نگرش نداشتم

+ ; ٢:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/۳
comment نظرات ()

 

دویدم و دویدم

اما بازم نرسیدم

+ ; ٩:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/٢
comment نظرات ()

بنیامین

یه روز (همون موقع‌ها که بنیامین رفته بود) با هم نشسته بودیم حرف می‌زدیم که یهو بنیامین بهم گفت:"واسه گم شدن توی شهر، کلی تمرین لازمه". راست می‌گفت.

همین جور استخون از دهنم درمیاد.

منم بهش گفتم:" واسه من اندازه سینه‌ها خیلی مهمه". واسه اون هم مهم بود اما نه اندازه من.

 

+ ; ٩:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/۱
comment نظرات ()

راه تشخیص اسید از باز

کاغذ تورنسل

+ ; ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/۱
comment نظرات ()

آئین بهتر زیستن 38

هیچ چیز مهم نیست، حتی این که "هیچ چیز مهم نیست"

+ ; ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/۱
comment نظرات ()

بنیامین

به بنیامین بگین صبر کنه

بعد که همه جا شفاف شد راه می‌افتیم و با هم می‌ریم. اما بنیامین که صبر نداره، رفته قبلا.

تنهایی هم از پس همه‌تون برمیام.

می‌خوام یکی باشه که همه جا باهام بیاد. حرف نزنه تا من نگفتم. هیچی نگه. بعد که ازش سوال پرسیدم ، یه چیزی بگه

بنیامین

بعد که هر جا گند زدم بتونم بگم خب اینم باهام بود، همش که تقصیر من نیست. من ازش  پرسیده بودم. آره یه همچین کسی رو لازم دارم. کلی کمکم می‌کنه.

بنیامین. آشغالای عوضی

دلم می‌خواست یه سرنگ جادویی داشتم که می‌کردمش توی شقیقه‌م و همهء این فکرا رو می‌کشیدم از اون تو بیرون، بعد همه چی دیگه یادم می‌رفت

به بنیامین کاش می‌گفتین منتظر من وایسه

بنیامین نامرد چی می‌شد یه کم صبر می‌کردی؟

بنیامین

 

+ ; ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/۱
comment نظرات ()

نشانه‌هایی برای جلوگیری از گم شدن 5

دوش گرفتم

پی‌نوشت: زیر دوش گوزیدم. صداش من رو یاد قدیما انداخت.

+ ; ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/٢٩
comment نظرات ()

نشانه‌هایی برای جلوگیری از گم شدن 4

خیلی خوشحال شدم از دیدنتون

پدرسگا

+ ; ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/٢٩
comment نظرات ()

نشانه‌هایی برای جلوگیری از گم شدن 3

قدری ادرار دفع کردم.

چند بار این اتفاق افتاد.

+ ; ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/٢٩
comment نظرات ()

← صفحه بعد